نقدانتخابات اتاق اصناف تهران/قسمت اول

اصناف؛جامعه خوش استقبال و بد بدرقه!

علی شفائی

🔹تأییدپرحاشیه انتخابات اتاق اصناف تهران از سوی کمیسیون نظارت بر سازمان صنفی تهران، موجب شد تا بار دیگر جامعه صنفی نشان دهد؛همچنان بر سنت دیرینه خود پا برجاست و ایشان جماعتی خوش استقبال و بد بدرقه هستند.
انتخابات اخیر اتاق‌های اصناف کشور،خصوصا برای اتاق پایتخت با حواشی بسیاری روبرو بود؛از چرخشهای آنی و۱۸۰درجه ای رییس کمیسیون نظارت بر انتخابات اتاق اصناف تهران در عدم رسیدگی به تخلفات یک منتخب انتخابات و تعویقهای چندباره آن تا سکوت معنادار حراست وزارت صنعت درقبال این تخلفات و ظاهرا بسته شدن پرونده!
اگرچه به زعم آقایان پرونده این حواشی بسته شده، اما آنهاوبا بی تدبیرز خود پرونده دو دستگی و شکاف بزرگی در جامعه صنفی را گشودند و با سرپوش گذاشتن بر پرونده تخلفات و دادن گزارشهای غیرواقعی به مراجع بالادستی ، تضعیف جایگاه عالی‌ترین نهاد صنفی کشور را آغاز کردند.
بسیاری از مدیران تشکلهای صنفی امیدوار بودند که بارسیدگی منصفانه به حاشیه ها و پایان یافتن انتخابات این دو دستگی نیز کمرنگ شود، اما متأسفانه این اتفاق نیفتاد و بعد از انتخابات اختلافات بیشتر و عمیق‌تر شد.
بررسی درست انتخابات ،می توانست فرصتی فراهم کند تا مهر پایان بر اختلافات برآخرین برگ این پرونده زده‌شود و جامعه صنفی برای اعتلای جایگاه خود دوره‌ جدید را آغاز کند، اما متأسفانه این اتفاق نیفتاد و زمینه ای فراهم ساخت تا گروهی که منافعشان در ادامه دو قطبی بودن و ناآرامی وضعیت جامعه صنفی است،پر و بال بگیرند.
در جامعه صنفی و در وزارت صمت همواره گروهی با رفتارهای‌شان نشان داده‌اند که برای ایشان پهلوان زنده را عشق است.
در میان جامعه صنفی معدود افرادی هستند که هر زمان مدیری کنار می‌رود، به بدترین روش‌های ممکن و حرمت‌شکنی‌ها بدرقه‌اش می‌کنند و برای تازه آمده در نهایت مدیحه‌سرایی می‌کنند.
شاید اگر جامعه صنفی به این میزان فراموش‌کار نبود، به خاطر می‌آورد، رفتارهایی که دوره های متعدد با روسای خود کرد،چقدر تاسف برانگیز بود.
از عوام جامعه نمی‌توان انتظار داشت که در برابر این منفعت‌طلبان بایستند، سخنانشان را نشنوند و اگر شنیدند، باور نکنند، اما از خواص جامعه صنفی، در هر مسند و مقامی هستند، از انتخابی یا انتصابی، از بزرگان، ریش‌سفیدان و معتمدین معتبر بازار، انتظار دیگری می‌رود، که حداقل آن این است که اجازه ندهند؛ اعتبار جامعه صنفی چنین سهل و آسان برباد رود.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی برای اولین بار، ابتدای دهه ۸۰، اصناف مجوز پیدا کردند تا اولین نهادصنفی عالی کشور یعنی شورای اصناف کشور را باز تأسیس کنند و در ابتدای دهه ۹۰ برای بار دیگر فرصتی به دست آمد تا جایگاه این نهاد عالی ارتقاء پیدا کرده و اصناف همچون بخش صنعت و تجارت و تعاون صاحب اتاق شوند.
دایره افرادی که در این سال‌ها در رأس هرم اصناف، این دو تشکل عالی را هدایت کرده‌اند، محدود و مشخص است و قطعا نام علی فاضلی و قاسم نوده فراهانی،‌ در رأس این گروه قراردارند.
و در تمام این سال‌ها در یک دوره فرد دیگری غیر از این دو سکان هدایت جامعه صنفی را به دست گرفت که مربوط به دوره دوم فعالیت شورای اصناف کشور می‌شود که محمد آزاد به عنوان رئیس این شورا انتخاب شد.
متأسفانه در زمان‌هایی که به انتخاب جامعه صنفی یکی جای دیگری را گرفته،گروهی تمام تلاششان را کردند تا رئیس کنار رفته را با هر ابزاری که می‌توانند تخریب کنند.
اما این ویرانگری، فقط متوجه افراد نبوده و هربار که این اتفاق افتاده بخشی از اعتبار جامعه صنفی همراه آن تخریب شد.
اگر این روند را با اتاق‌های بازرگانی و تعاون مقایسه کنیم به یاد می‌آوریم که این دو نیز در مقاطعی دچار چنین رفتارهایی شدند و اعتبارشان آسیب جدی دید.
زمانی که دولت دهم در انتخابات اتاق تعاون مداخله کرد و هیأت رئیس قدیمی و جدید در برابر هم صف‌آرایی کردند، اتاق تعاون چنان آسیبی دید که شاید بتوان ادعا کرد که با گذشت قریب به یک دهه همچنان زخم‌های آن ترمیم نشده‌است.
در اتاق بازرگانی هم این روند اتفاق افتاد، گروه‌هایی مختلف در برابر هم صف آرایی کردند و آنها که سال‌ها سهمی در هیأت نمایندگان و هیأت رئیسه اتاق بازرگانی داشتند، برای به دست گرفتن انحصار قدرت، روبروی هم ایستادند.
گذشته از آسیبی که در این دعواها متوجه اتاق بازرگانی شد، این افراد و گروه‌ها خود بیشترین آسیب را دیدند، چراکه تداوم موضع‌گیری‌ها و تخریب‌ها موجب شد تا همه گروه‌ها، جایگاه و اعتبارشان را از دست بدهند و نتیجه این شد که در آخرین دوره انتخابات، گروهی جدید وارد میدان شد و در حالی که رقبایی قدرتمند و مدعی داشت،پیروزی صد در صدی به دست آورد و شاید بتوان ادعا کرد که دلیل اصلی این پیروزی راه و روش متفاوت ایشان بودکه به جای تخریب رقیب،فقط خود را معرفی کردند.
بازخوانی پرونده این دو اتاق درس‌هایی عبرت آموز برای مدیران جامعه صنفی دارد و باید بپذیرند اگر همچنان بخواهند بر راه و روش گذشته پافشاری کنند، در آینده و دوره‌های بعدی انتخابات فرصتی برای جیران اشتباه نخواهند داشت، جامعه صنفی افراد و گروه‌های دیگری را انتخاب خواهند کرد، گروه‌هایی که حداقل تفاوتشان عدم تخریب دیگران است.
امروز ناظران و کارشناسان با هر گرایش سیاسی و نگرش اقتصادی بر سر یک نکته تفاهم دارند؛ که دلیل کاهش محبوبیت سکانداران جامعه صنفی ضعف مدیریت یا ناتوانی ایشان در اداره امور نبوده و بزرگترین نقطه ضعف ایشان نزدیکی فرصت طلبان ناتوان،ضعیف و بعضا مغرض و متخلف بوده است.